نميدونم چرا اين حالت خفقون گرفتن دست از سرم بر نميداره . يادم رفته چطوري از روزمرههاي سادهام لذت ببرم . اصلا چي بود ، چي شد ، چرا ....
اين وسط خودم رو مجبور كردم يه پنجشنبه به سبك و سياق قديم براي خودم رديف كنم و يه فيلم عالي ببينم و لذت ببرم .
درباره الي براي من به اين همه انتظار و پيگيريش ميارزيد . خيلي سخت بود برام كه باور كنم اينا همه بازيه و زندگي طبيعيه چهارتا زوج نيست . از بس طبيعي و رئال همه چي پيش ميرفت و همه حتي اون بچه كوچولوها مثل موم در اختيار ذهن دقيق و باريكبين يه كارگردان قوي قرار داشتن و خودشون رو بازي كردن .
وقتي فيلم چهارشنبهسوري رو ديدم و با تكتك لحظههاي بازي هديه تهراني جلو رفتم ، بارها و بارها خودم رو مرور كردم و خودم رو ديدم . برام عجيب بود كه يه مرد چطور ميتونه اينقدر دقيق حال و روز يه زني رو كه بهش خيانت شده تصوير كنه ، آخه اون كه زن نيست . مگه هديه تهراني بهش خيانت شده كه اينطور زيبا توي حمام تو بغل خواهرش دردش رو زار ميزنه . ولي اين اتفاق افتاده بود و من اون رو روي پرده ديدم و اشك ريختم .

اينبار از ماجراي فيلم تجربهاي نداشتم ولي از بس همه چي تو فيلم طبيعي پيش رفت نميتونم تصور كنم جور ديگه اي ماجرا ميتونست پيش بره . بهتون پيشنهاد ميكنم با يه ذهن آروم فيلم رو ببينيد و از اول تك تك حرفها و رفتارها رو تو ذهنتون ضبط كنين ، حتي به بازيهاي پس زمينه هم توجه داشته باشين تا يه زندگي رو روي پرده بينيد و مثل من با خودتون بگين خدايي اينا زندگي كردن يا بازي كردن ؟؟؟!!
توي ذهنم تموم جوايزي رو كه ميشد به يه كارگردان داد تقديم اصغر فرهادي عزیز كردم و براي هميشه عنوان بهترين كارگردان رو بهش دادم و يه دنيا ازش متشكرم كه بعد از مدتها اينطور منو راضي از سينما بيرون فرستاد . واقعا خسته نباشيد آقاي فرهادي .
خانمه در دوران نقاهت روح![]()
