تبليغاتX
آقاهــه و خانمـــه

آقاهــه و خانمـــه

 

پخش مستقيم اصفهان  ٬ بازار بزازي : خانوم اومدس پارچه خريدس ، بـُـردس بريـــدس ، دادِس دوختن .  رفتس باش تو عروسي کلي رقصيدس ، قر دادس و پز دادس . آ بعدش رفتس پارچه را شيکافتس ، پس آوردس ،  ميگد از رنگش خوشم نيومدس

 

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/07/30ساعت 13:18  توسط خانمـــه  | 

نميدونم يهو چرا با خودم مسابقه گذاشتم براي فيلم ديدن . از بعد ازظهر پنجشنبه استارت زدم تا جمعه عصر .

۱ - فيلم سه زن كار منيژه حكمت . يه مدت كه گير مميزي بوده و بعد هم بچه‌هايي كه رفته بودن جشن وبلاگهاي برتر و كليپش رو ديده بودن ميگفتن قشنگه و در آخر هم به خاطر ايراد گرفتن به بيلبوردهاي تبليغاتيش و اينكه خانم حكمت ميخواست فيلم رو در اعتراض به اين كار از اكران خارج كنه قرار شد هر جوري هست اين فيلم رو ببينيم . من كه اصلا خوشم نيومد . داستان سه زن در سه نسل كه فرش و قاليبافي به زندگيشون گره خورده بود . زندگي آشفته و پريشوني داشتن . بنظرم نمونه اي تو اين جامعه نداره . يعني چند درصد مردم اينقدر راحت با گم شدن دخترشون برخورد ميكنن و اصلا انگار نه انگار طرف چند شبه خونه نمياد ؟؟؟

 

۲ - فيلم Swept Away از مدونا . يك كمدي عاشقانه . داستان يه زن پولدار خودپسند آمريكايي كه با يه كارگر ايتالياي تو يه جزيره متروكه گير ميوفته و اون آقا هم انتقام تمام بدرفتاريهاي خانم رو ميگيره و حسابي ادبش ميكنه . مسلمه كه در اخر عاشق همديگه ميشن اما خانم يه شوهر پولدار داره كه ... فقط من حيرون بودم اين مدونا چه كار كرده كه اينقدر زشت شده ؟؟؟

 

۳ - فيلم   Princess Diaries 12 از كمپاني Walt Disney . اينم يه فيلم باحال و شاد با كلي هنرپيشه خوشگل و يه عالم تصوير زيبا و لباسهاي خوشگل است . فكر كنم خانمها كلي خوششون بياد . داستان يه دختر معمولي كه يهو ميفهمه پرنسس جنووا است و مراحل ملكه شدن رو با خرابكاريهاي فراون و شيرين طي ميكنه . پيشنهاد ميكنم ببينيد . عكسهاي بيشتر رو هم اينجـــــا و اينجــا و اينجا ببنيد . اينم از  ويـــدئوي فيلم .

                                                                  

                            فيلم شماره يك

 

                                                                   

                                         فيلم شماره دو                  

 ۴ -  فيلم اقليما . با بازی پانته آ بهرام و حسين ياري . خوب فيلم ايراني اصولا ماجرايي جز خيانت شوهر به زن نداره كه اينبار با مرگ زن تموم ميشه . اينم يه تم معمايي داشت . براي عصر جمعه خيلي مناسب نبود .

 

خلاصه ديگه چشمام بولي بولي شده بود از ديدن اين همه فيلم رنگ و وارنگ

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/07/27ساعت 14:36  توسط خانمـــه  | 

ناخودآگاه يه آهنگ مناسب با حالم و روزم رو گذاشتم رو تكرار و مدام گوش ميدم تا يادم نره كه " آي زندگــــــي سيرم ازت "

حالم یه جوریه ( معلومه چه جوری  ) زندگيم افتاده تو يه لوپ و وقايع و اتفاقاتش هي تكرار ميشن فقط يه كم شكل ظاهريشون با هم متفاوت است اما نفس قضيه همه مشترك است . اين حق منه كه باز نخواهم از آدمها و روابط و رفتارهاشون بازي نخورم و هي تهديد نشنوم و وقتي شبیه حرفهاي قديمي و رفتارهاي گذشته رو دوباره ديدم ديگه نقش خواهر ريزعلي رو بازي نكنم و پترس بازي رو بذارم كنار و با واقعيت زندگي كنم . اما حالا اين وسط اوني كه گذشته منو نداره تصوري جز كوه يخ بودن ازم نداره ( از بس نامرده  ) و هي احساس ضرر ميكنه . ولي من ديگه لحظاتم رو فقط با احساساتم برنامه‌ريزي نميكنم . نميتونم دودوتا چهارتاي عقلم رو بي خيال بشم . چرا بايد بي خيال همه چيز بشم و بعد از مدتها بشنوم  " ميخواستي اينجوري زندگي نكني "

 

من ديگه خودم رو هم تو الويت قرار ميدم چون براي عمر آدمي كافيه كه يكبار با جون و دل واسه كسي بميره و طرف هم اصلا براش ارزشي قائل نباشه و همه رو بخاطر خوبي خودش بدونه كه اينقدر ميخوانش ... ديگه كافيه و درس عبرت رو با تودهني گرفتم از زمونه و حالا با دهني پر از خون و چشمهاي خيس از اشك دل نابود شده‌‌ام رو همه جوره پيشكش نميكنم ( خودت خسیسی من فقط اصفهانیم  ) . منم از خودم سهم دارم و حقمه كه خودم و لذتهام رو دوست داشته باشم و دلم نميخواهد كه هي اين جمله رو فرياد كنم كه اين روش منافاتي با دوست داشتن ديگري نداره و تو يه رابطه نبايد آدم خودش رو قرباني طرفش كنه ... بابا من كه جلوي چشمت هستم ... عبرت بگير ... چي بود نتيجه اون كشته مردن بودنها ... 

 

بقول يه نفر که تو خیلی دوستش داری هميشه ماشينت رو با فاصله پارك كن تا سلامتش رو حفظ كني ... تو رابطه هميشه نبودنها دليل نخواستن و دوست نداشتن و فراموش كردن نيست . مسابقه انتخاب يا من يا اون نبايد تو زندگي راه انداخت چون نتيجه‌اي جز باخت نداره . بايد با من و در كنار همه بود . حتي تو قهر و دعوا هم دلت دوست داشتنش رو پس نميگيره فقط تو اون لحظه تحملش رو نداره ... يعني اينجوري آدم بايد ساكش رو ببنده و بره پي كارش ؟؟؟  اینا ماله فیلمهاست که یه مشت شال و روسری جمع میکنن و میرن خونه باباشون و فرتی هم بر میگردن ...

 

 " اي خدا دلگيرم ولي احساس غم نميكنم " من نميخواهم وا بدم ... من ديگه به اين دنيا برنميگردم كه از صفر درست زندگي كنم . همين فرصت رو بايد راست و ريس كنم و نذارم از دستم بره ... من میخواهم شاد و سلامت زندگی کنم  ... همونجور که برات گفتم ... تو قول دادی که تو خونه مون آرامش منو بهم بر میگردونی و من چشم به راه اون روزم  آخ که دارم از هیجان خفه میشم برای اون روزی که با دمپایی ابری که تو جهازت گذاشتن (وقتی خیسش کردم ) بزنم سیاه و کبودت کنم تا همچین ششم حال بیاد

 

 راستی حالا دارم اینو  گوش میدم "  چقدر قصه ام خنده داره چقدر بیکاره دلم "

 

خانمهAnimated Emoticons

+ نوشته شده در  87/07/25ساعت 8:26  توسط خانمـــه  | 

 

آقاهه با من و درد و مرضهام مسابقه گذاشته هنوز هم Game OVER نشده . اين وسط من از سر مجبوري يه سري كارها رو انجام ميدم اين آقا نميدونم چرا اين عمليات رو روي خودش پياده ميكنه !!! لابد از سر حسوديه ديگه ( تصور يه فقره مرد با سيبيــــل كه حسودي ميكنه بدجوري نيش آدم رو باز ميكنه   ) من لاغر ميشم ، آقا ميره دكتر تغذيه همچين 9 كيلو وزن كم ميكنه كه ديگه به چشم نمياد و نميشه تو جمعيت پيداش كرد . من ميرم دكتر ايشون هم يه درد عجيب غريب براي خودش دست و پا ميكنه بعد با باباجونش ميره دكتر ( بدجوري عاشق باباش شده تازگيها) و مياد مثل بچه پرروها شرح معاينه بي‌ناموسي اش رو ميده   

 

حالا نميدونم با اين درد بي‌درمون جديدي كه گرفته و اسمش رو هم نميشه تلفظ كرد چكار كنم ... اصلا از اولش به من نگفته بود اين همه مرضهاي عجيب داره كه    نميشه با كسي هم درد و دل كرد و گفت چش شده . يه بار ميگه اسكوشلايدر دارم ، حالا ميگه کندرومالاسی گرفتم . اگه تونستي حدس بزني اين درد و مرضها به كجاي بدن آدم مربوط ميشه !!! نميدونم واگير هم داره يا نه ... خلاصه كه بساطي دارم با اين رقابت تنگاتنگي كه باهام داره .

 

دقــــت كردين قله كوهها از برف سفيد شده . هوا هم كه ملس و خنك شده حسابي . فقط حيف كه ترافيكي كه از شش‌ ونـــيم صبح تا نصفه شب ادامه داره و حجم دود و دم ماشينها آدم رو مثل هاپــــو پشيمون ميكنه از يه نفس عميق كشيـــــدن تو خنـــــــكاي صبحگاهي

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/07/22ساعت 9:45  توسط خانمـــه  | 

 

"  بـــا خرید یکی از سیم کارتهای اعتباری ایرانسل و دریــــافت سیم کارت هــــدیه صاحب دو دوست پســـر جدیـــد دیگر شویــــد . طرح چند دوست پسری ایرانسل "

 

خدايي خيلي باحال گفته هر كي اينو فرمايش كرده ... البته طرح چند دوست دختري و خيانت به همسران هم يه جورايي ساپورت ميشه هااا ٬ نگران نباشید که جنسیت اصلا این وسط مطرح نیست . همه اعضای خانواده اراده کنن میتونن سر هم کلاه بذارن ٬ اعم از والد و کودک و بالغ و همسر و .... چقدر راحت ميشه با تعويض يه سيم كارت يه شخصيت جديد دست و پا كرد

 

این یکی  مال مخاطب خاصه  : اي آقاهـــه نامرد ، ديگه حسابي منو يادت رفته . بابا نميخواهد اينقدر به كار جديدت بچسبي ، دنيا دو روزه هــــــاااا ، یادت نره ٬ من اعصاب ندارم که از غم فراغت این وسط از دست برم و تو یه جورایی خيلي خوش به حالت بشه اون وقت ...

 

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/07/16ساعت 11:35  توسط خانمـــه  | 

 

1 – صبح خواب‌آلود نشستي تو ماشين و همين جور اتفاقي متوجه مفهوم جديد شادابي ميشي .

صبح يعني ورزش

صبح يعني نَــــــشاط ( مجري اصرار داشت اينجوري تلفظ كنه )

صبح يعني شادابي

حالا ٬ شادابي يعني نعره زدن هاي مكرر مجريان شبكه‌هاي مختلف راديويي در برنامه‌هاي صبحگاهي ، مرد و زن ، همچين جيغ ميزنن و نعره ميكشن كه دلت ميخواهد ...

چقدر مفهوم زيبايي و لطافت و سليقه‌ها منهدم شده

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/07/15ساعت 8:32  توسط خانمـــه  | 

 

يادم باشه كه امروز اولين روز است با يك كار جديد براي تو .

يادم باشه كه امروز همه‌اش تصور كردم تو اون لباسها يعني چه شكلي هستي .

يادم باشه كه امروز نگران بودم ، انگار رفتي يه جاي ناشناخته و غريب .

يادم باشه كه همه‌اش دلواپسم كه يه وقت اتفاقي برات نيوفته انگار يادم رفته ديگه براي خودت مردي شدي .

يادم باشه كه ترس دارم از اين كار جديد كه تا كي تو رو درگير خودش ميكنه .

يادم باشه چقدر نگران صاحب كارت هستي و چطور ميميري براش كه آخه چقدر سخته براش اينكار و من كيف ميكنم از اين همه مهربونيت ( البته حسودي هم كه جزء لاينفك احساسمه ).

يادم باشه كه از امروز تنها هستم چون حتي فرصت اس ام اس دادن هم نداري .

يادم باشه كه قول دادي همه چيز زود و خوب تموم ميشه .

يادم باشه كه قول دادي اينكار مساوي با نبودنت براي من نيست .

يادم باشه همه چيز اوني نيست كه من ميخواهم . بايد صبور باشم . صبور. اين قانونه .

 

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/07/13ساعت 15:53  توسط خانمـــه 

مطالب قدیمی‌تر