تبليغاتX
آقاهــه و خانمـــه

آقاهــه و خانمـــه

 

بارگاه خداوندي پذيراي من شد . نمي دونم چرا ؟ شايد خدا تنها شده بود ؟ شايد ملائکش تنهاش گذاشته بودن ... به من گفت  بيا ... بيا پســــرکم ... بيا تا با هم بازي کنيم , بيا که خدات هم تنهاست . خدا مي خواد چشم بذاره و تا ده بشماره ... پســــرکش بره قايم شه و خداش پيداش کنه ...

از هميشه مهربون تر شده بود ! چرا ؟ شايد يه لحظه دلش برام سوخته بود ! نکنه روز بنده هاست امروز ... من که تو تقويم همچين روزي نديده بودم !

 شمردماااااا ... قايم شدي ؟ يـــــــــک ، دوووووو ، ســــــــــــه ....

کجا قايم شم ؟ پشت يکي از قصرها ؟ توي يه جنگل ؟ پشت يکي از حوريها ؟ ...

ديگه صداي شمارش نمي اومد . يعني داره دنبال من مي گرده ؟ پشت ديوار زندگيم قایم شدم , يعني اينجا رو بلده ؟ کنارم ٬ روزهام نشسته . روزهاي گذشته آقاهه ...

سلام ، تو هم اينجايي ؟ هيسسس . چيزي نگو ، خدا پيدامون مي کنه ها ...

روزهاي من !!! ... راستي تو کجا بودي ؟ خيلي وقته نديدمت ... تو روزهاي من بودي ناسلامتي , اما هميشه بي من ...

غيرتم کجا بود ؟ چرا هيچوقت جرات نکردم بپرسم ازت که با پاهاي قلم نشدت بدون من , کجا مي رفتي روزها ؟

تو قرار بود روزهاي شيرين من باشي ... نديدي اون همه شب تلخ رو ؟ مي دوني اگه اين گناه مال ما زمينيها بود با سنگ مجازاتمون مي کردن ؟

راستي کو تقويم روميزيم ؟ يادم رفت چند روز ديگه اش رو هم تيک بزنم ... يا شايد هم چند ماهش رو ... چرا تاريخ ازدواجم رو ديگه توش پيدا نکردم ؟ يعني هنوز وقتش نرسيده بود ؟

ببينم تو زبون فکرها رو بلدي؟ پس به فکرهاي تو سرم بگو ساکت ... يکيشون رو گم کردم ، مي خوامش ...

هموني که تصوير خونه مون بود ، خونه خودم و خانمه رو مي گم .

هموني که کوچه خونه مون توش بود .

هموني که درختهاي کوچه خونه مون رو شمرده بود ... ۱ ... ۲ ... ۳...

هموني که مي دونست من کي ميرم سر کار ؟ خانمه کي ميره ؟ هموني که مي دونست خونه ما چه بويي داره و چه رنگيه ...

همون ... آره ، همون . گمش کردم . بس که بقيه شلوغ کردن . بس که يادم رفت چقدر دوستش دارم .

يادته ؟ چه شبهايي که پتوم رو به جاش بغل مي کردم و سفت فشارش مي دادم . منو ميبرد پيش خانمه ... چه بوسه هايي که مفتي مفتي مي دزديدم ازش ... بي اجازه و بي دغدغه ...

آه ... متشکرم خدا که اين يک جا رو اجازه مي دي بنده هات بوسه هاي گناه رو بي مجازات بچشن . متشکرم که آتيشي براي اين لذت نيست . متشکرم که چشم گذاشتي تا اين لذت رو تو خيالم پيدا کنم .

داره يادم مياد ...

روزهايي که قرار بود بريم و وسايل خونه مون رو بخريم .

روزهايي که مي خواستيم سر رنگ تخت با هم بگو مگو کنيم . من بگم قهوه اي سوخته و خانمه بگه سفيد سفيد سفيد .

روزهاي گرم تابستوني که قرار بود برم محل کارش و بيارمش خونه مون و ازش پذيرايي کنم و اونم عوضش همه اون گرما رو يکجا بده بهم ...

روزهاي آشپزيهاي دو نفرمون تو آشپزخونه کوچيک خونه مون و مزه غذاي دو آشپزه که سوسکها هم از خوردنش بالا مي آوردن .

قرار بود موقع خواستگاري برم به جنگ مامانش با زره و سپر و کلاه خوود اما شمشير نبرم . بهم گفت چي بپوش و چي بخور و چي بگو و چي جواب بده . بهم گفت به من هم نگاه نکن . زير لب بهم نگو دوستت دارم . برام ميوه هم پوست نکني ها . همه اين کارا رو کردم اما يادم رفت که گفت وقتي ميام تو با مامانش رو بوسي کنم يا باباش !

يادم مياد لذت دوست داشتنش رو ...

لذت گفتن دوستت دارم و لذت شنيدن منم دوستت دارم ...

لذت غرور گفتن اين خانم محترم همسر بنده هستن ، تو اون فروشگاه مانتو فروشي ... خنديدنهاي تو دلمون که چقدر اين يارو خنگه ... خودمونو زن و شوهر قالبش کرديم .

يادته ؟ چقدر شاد بوديم تو خيابونهاي شلوغ ؟ نه به خاطر خودمون . بخاطر دستهامون . به خاطر خلوتي که با هم تو خيابونهاي شلوغ داشتن .

يادته يه روز تصميم گرفتيم نامزد شيم ؟ تصميم گرفتيم مال هم شيم ؟ گفتيم از اين روز به بعد همديگه رو دوست داريم , همونطور که همسري همسرشو دوست داره .

گفتيم کنار هم هستيم حتي وقتي ازدواج کنيم ، حتي وقتي حالمون از ريخت هم به هم بخوره .

گفتيم يه تقويم بيار توش بنويسيم کاراي مهممون رو , تا روز ازدواجمون رو ... تا يادمون نره بايد زن و شوهر شيم ...

آه خداي من ... کوش تقويمم ؟

خداي من ... بازي بسه ... بيا و منو پيدا کن . من اينجام . پشت ديوار زندگيم , کنار روزهاي گذشته ... مي دونم دوست داري بازي کني اما بيا و اين بار رو جر بزن و زود پيدام کن .

من جام اينجا نيست ... خدا جون ... مي شنوي صدام رو ؟


صدا مي اومد ...

صداي خدا بود اما انگار داشت با کسي حرف مي زد :   بيا دخترکم ... بيا تا با هم بازي کنيم ، بيا که خدات هم تنهاست . خدا مي خواد چشم بذاره و تا ده بشماره ها ... دخترکش بره قايم شه و خداش پيداش کنه ... شمردماااااا ... قايم شدي ؟ يـــــــــک ، دوووووو ، ســــــــــــه ....

و يک دخترک اومد و پشت ديواري که من قائم شده بودم قائم شد . شايد کنار روزهاي گذشته زندگيش ... شايد ... قايم نشو دخترک ... پيدات نميکنه ... تو دلم گفتم بهش .

کاش صداي هق هق بغضم رو نشنوه .

 

 

آقاهــــــــه

 

+ نوشته شده در  87/03/29ساعت 12:20  توسط خانمـــه  | 

 

 

  بسه تنهایی دیگه توی قفس

                          بسه این قفس بدون هم نفس

                               دیگه بسه تشنگی بدون آب

                                          خوردن فریب و نیرنگ سراب

 

واسه هر کی دل من تــــنگ میشه

تا می فهمه دلش از ســـــنگ میشه

 

              دوستی از رو زمین پاک شده

                                مردی و مردونگی خاک شده

                                 باید حرف دلم رو گوش کنم

                                                  غم دنیا رو فراموش کنم

                      دستم بلند کنم به آسمون

                                   خودم رو رها کنم  از این و اون

 

دلمـــــــــــــــو جـــــدا کنم از آدمها

سینه ام رو پر کنم از یاد خــــــــــــــــدا

 

 

خانمه 

+ نوشته شده در  87/03/28ساعت 15:13  توسط خانمـــه  | 

کلاس آموزشی برای آقایان

اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند


واحد اول : دروس پایه ای

چطور بدون مادرمان زندگی کنیم ( 200 ساعت)

همسرم مادرم نیست ( 35 ساعت)

درک این مساله که فوتبال چیزی جز یک ورزش نیست و اینکه حـــــذف شدن از جام جـــــهانی فاجعه

نیست (500 ساعت )

 

 

زندگی زناشویی :  واحد دوم

بچه دار شدن بدون حسودی به نوزاد ( 50 ساعت)

غلبه بر سندروم " کنترل از راه دور تلویزیون همیشه باید دست من باشد " ( 55ساعت)

درک این مساله مهم که کفش ها خودشان توی جا کفشی نمی روند (80 ساعت (

چطور بدون گم شدن، لباس های کثیفمان را تا سبد رخت چرک ببریم (50 ساعت )

چطور بدون اینکه ناله کنیم از بیماری مهلک سرما خوردگی جان سالم به درببریم (50 ساعت)

 


واحد سوم : اوقات فراغت

چطور در آشپزی کمک کنیم بدون اینکه آشپزخانه را به گند بکشیم

چطور نوشیدنی سرو کنیم بدون اینکه سینی را تبدیل به استخر کنیم

چطور یک بلوز را در کمتر از دو ساعت اتو کنیم و در عین حال از سوختنش جلوگیری کنیم



واحد سه : آشپزخانه

مرحله اول : مقدماتی

Off  ----> خاموش
On
 ----> روشن

مرحله دوم : پيشرفته

اولین نیمروی زندگیم بدون سوزاندن ماهیتابه

کلاس عملی : عملیات جوشاندن آب قبل از اضافه کردن ماکارونی

بعد از قبولی در مرحله اول ، مرحله فشـــــرده با عناوین زیر آغاز میشود . نظر به اینکه مباحث واقــــــعا

 پیچیده اند  در هر کلاس حداکثر هشت شاگرد پذیرفته میشوند



دوره های فشرده :

اولین مبحث : البسه - از لباسشویی تا کمد -- یک مرحله مرموز

دومین مبحث : ریسک های پر کردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا یخچال

سومین مبحث : آشپزی و بیرون بردن زباله ها شما را ناقص نمی کند

چهارمین مبحث : مصیبت کاغذ توالت --- کاغذ توالت خود به خود کنار توالت ظاهر نمیشود (نمایشگاهی

 از همه چیزهای خودبه خودی در خانه !  (

پنجمین مبحث : آیا وقتی مردی رانندگی می کند ، می توانــــد آدرس بپرســـد بدون اینکه بی عرضه به

 نظر برسد ؟ (مطالعه ميدانی )

ششمین مبحث : تفاوت های اساسی زمین با سبد رخت چرک .

هفتمین مبحث : " مردی در صندلی کنار راننده " ----> آیا واقعا ممکـــن است دائما دستورالعمل صادر

 نکنیــــم و غر نزنیم وقتی خانم رانندگی می کند یا مشغول پارک کردن است؟

 

 

آبجی های گرامی باز هم یکی دیگه  این حقایق رو برام میل زده بود گفتم حیفه دوستام بی نصیب بمونن . اما طبق تجربیات ارزنده ای که خودم تهنایی بدست آوردم شوما باید بار و بندیل اعصــــابت رو ببندین و یه غذایی هم واسه تو راهش درست کنین و بعد هم یه دل سیر همدیگر رو بغل کنین و زار زار زر بزنین و بدونین که دیدارتون میوفته به قیامت  ... خلاصه اعصاب رو بفرستین یه جای خوش آب و هوا واسه تعطیلات بعد بسم الله بگید واسه آموزش آقایونه تاج سرتون !!!! جدیدا که خانمها با رخت سفید میرن خونه بخت و اعصابشون با کفن سفید همون اوایل نامزدی میره سینه  قبرستون .  ای خواهــــــــــــــــر ؟؟!!! چه جوری میشه تو یه پست یه دل سیر آه کشید اونوقت ؟ شوما سر درمیاری از تکنولوژیش ؟ به ما هم  یاد بده ، قربون دستت .

 

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/03/27ساعت 14:55  توسط خانمـــه  | 

 آیا تا به حال رفتار شما باعث رنجش خاطر همسرتان شده است؟ آیا نگرانید که رفتار شما ممکن است نتیجه عکس دهد؟

خانم ها به نوع خاصی از مردها علاقه دارند، به همین دلیل از مردهایی که دارای یک سری خصوصیات خاص هستند به شدت پرهیز می کنند . این امر در دوران اولیه ارتباط از اهیمت ویژه ای برخوردار است درست زمانی که خانم ها در حال قضاوت خصوصیات اخلاقی آقایون هستند .

در زیر خصوصیات 8 تیپ از مرداني را که خانم ها سعی می کنند خودشان را از آنها دور نگه دارند آمده است . ما این اطلاعات را از طریق مصاحبه هایی که با جمع کثیری از خانم ها داشتیم بدست آورده ایم .

البته اگر یکی یا چند تا از خصوصیات زیر در شخصیت شما وجود داشت جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چرا که اغلب آنها باعث بر هم خوردن رابطه نخواهند شد . نظر ما این نیست که خصوصیات اخلاقی خود را به طور کلی تغییر دهید بلکه مراقب آن دسته از رفتاری که به مزاج خانم ها چندان خوشایند نیست باشید . خواندن مقاله را ادامه دهید تا متوجه شوید که خانم ها چه چیزهایی را دوست ندارند . از این طریق دفعه آینده که با همسرتان ملاقات داشتید راحت تر می توانید اثر گذار جلوه کنید .

 

1- مردهای نیازمند

او بیش از اندازه احساساتی است و از همان آغاز کار تمام عواطف خود را به بیرون میریزد . این مرد نسبت به خود شک دارد و دائما نیازمند اطمینان های مکرر در زمینه شغلی دوستی و رابطه ای است .

چرا او جذاب نیست : اعتماد به نفس و استقلال از جمله خصوصیات جذاب آقایون در نظر خانم ها هستند و عدم اطمینان و وابستگی نکوهیده هستند . بیشتر خانم ها به دنبال مرد قدرتمندی هستند که در زندگی بتوانند بر او تکیه کنند . بنابراین اگر شما همیشه بر آنها تکیه کنید (به ویژه در مراحل ابتدایی رابطه) او ممکن است نسبت به توانایی های شما مشکوک شود و از آنجایی که خانم با تمام ناامنی ها به یک رابطه قدم می گذارند دیگر انتظار ندارند که از جانب شما نیز شاهد عدم اطمینان باشند .

اگر چنین فردی هستید چه بکنید : زمان بندی راه حل کار شماست . شما در آغاز ارتباط می بایستی خیلی مراقب اخلاق و رفتار خودتان باشید . نا امنی ها و تمام احساسات خود را یک جا بروز ندهید . زمانی که رابطه شما به اندازه کافی صمیمی شد می توانید عواطف خود را تا آنجا که میل دارید با او در میان بگذارید . در آن زمان او حتی به خاطر انجام این کار از شما سپاسگزار نیز خواهد شد .

 

2- مردی که رفتارش قابل پیش بینی باشد

خانمها از این نوع مردها خوششان نمی آید چراکه می توانند به راحتی تمام عکس العمل هایش را پیش بینی کنند . چنین مردی در ذهن خود پیرو یکسری قوانین و مقررات خاصی است که همیشه رفتارهایش را بر پایه آنها انجام می دهد . به عنوان مثال هیچ گاه برای اینکه خانم را سوپرایز کنند بدون قرار قبلی او را به گردش نمی برند .

چرا او جذاب نیست : خانم ها تا حدی به دنبال رفتار غیر قابل انتظار در آقایون می گردند (مردهایی با روح آزاد) به این دلیل است که اکثر خانم ها به دنبال “پسرهای شیطون” می گردند. این تنها به دلیل شیطنت نیست که خانم ها جذب می شوند بلکه دلیل اصلی آن غیر قابل پیش بینی بودن آنهاست .

اگر چنین فردی هستید چه بکنید : اگر می خواهید در خانم ها تاثیر بگذارید لزوما نباید آدم بدی باشید بلکه سعی کنید خصوصیات مثبت را با هم جمع کنید (به ویژه در ابتدای رابطه) به راحتی با او تماس بگیرید و برای آخر هفته او را به یک پیک نیک و یا شام خوشمزه دعوت کنید . زمانی که این کار را انجام دهید اگر تا چند وقت هم درگیر کارهای روزمره خود باشید او از دست شما ناراحت نمی شود . سعی کنید هر چند وقت یکبار با انجام کار های این چنینی او را شگفت زده کنید و سرزندگی و شادابی را به رابطه خود دعوت کنید .

 

3- مردهای متکبر

او بسیار خود خواه و خود بین است . همچنین بی ادب نیز می باشد نه تنها با خانم ها بلکه با تمام افراد و احساس می کند که همه از او پایین تر هستند . حتی اگر در روز ملاقات شخصی که دارای چنین خصوصیتی است با خانم مورد نظر مهربان باشد و برخورد خوبی داشته باشد باز هم کافی نخواهد بود زیرا خانم ها رفتار شما را با سایر افراد را نیز مد نظر می گیرند .

چرا او جذاب نیست: خانم ها اغلب برای ارزیابی خصوصیات اخلاقی مردها رفتار آنها را با افراد دیگر می سنجند . بنابر این اگر در روز ملاقات با او مهربان باشید خانم رفتار شما با سایر افراد را نیز مد نظر قرار می ده د.

اگر چنین فردی هستید چه بکنید: هیچ خانمی دوست ندارد که در جلوی مردی کم بیاورد بنابراین در زمان ملاقات بهتر است خود پرستیتان را پنهان کنید و اگر می خواهید که حقیقتا در او تاثیر بگذارید باید با تمام افرادی که در کنار شما هستند با احترام رفتار کنید . چرا که او در حال نظاره شماست .

 

4- مرد خشن و بی نزاکت

چنین مردی در نزد شما خانم های دیگر را هم از زیر نظر خود می گذارند . با خدمتکار رستوران بیش از اندازه صحبت کرده و احساس عشق ورزی می نماید . روی هم رفته او برای خانم ها هیچ گونه ارزش و اعتباری قائل نیست .

چرا او جذاب نیست: این کار نه تنها نوعی بی نزاکتی قلمداد می شود بلکه باعث می شود تا خانم حس عزت نفس خود را نیز از دست بدهند . اگر در اولین قرار ملاقات با یک خانم چنین رفتاری را از خود بروز بدهید بدون شک هیچ شانسی برای برقراری ارتباط پیدا نخواهید کرد .

اگر چنین فردی هستید چه بکنید: اگر نمی توانید چنین اخلاقی را برای مدت زمانی طولانی از خود دور نگه دارید حداقل سعی کنید که در اولین ملاقات چنین کارهایی از شما سر نزند. اگر بخواهید دائما نگاه هایتان را به این طرف و آن طرف بچرخانید این کار پس از مدتی به صورت یک عادت ناپسند در می آید . اگر بخواهیم با صداقت کامل به قضییه نگاه کنیم باید بگوییم که بروز چنین رفتاری در هیچ مرحله ای از رابطه برای طرف مقابل به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد .

 

5- مردهای چیپ

این نوع از آقایون خانم را به شام دعوت می کنند و زمانی که موقع پرداخت صورتحساب فرا می رسد با وقاحت تمام از خانم می خواهند که پول غذا را دانگی حساب کنند . هیچ گاه پول هایش را به خاطر خرید گل برای همسرش خرج نمی کند و همیشه ارزانترین نوشیدنی را انتخاب می کند . او از همان اولین قرار ملاقات طوری برخورد می کند که گویی در تنگنای مالی قرار دارد .

چرا او جذاب نیست: چند ملاقات اولیه معمولا باید با سخاوت تمام انجام شود  و لغاتی نظیر ” پس انداز” و “بودجه” نباید حرفی برای گفتن پیدا کنند . اگر در اولین قرار ملاقات برایش خاطره ای از جمع کردن پول بسازید شانس خود را برای ادامه رابطه از دست خواهید داد .

اگر چنین فردی هستید چه بکنید: سر کیسه را شل کنید . لازم نیست برای تاثیر گذاری هزینه زیادی در نظر بگیرید اما باید کاری کنید که او تصور کند که وجودش برای شما خاص است . خرید گل هم هر از چند گاهی مزه خوبی دارد .

 

6- مرد جر و بحث کن

این تیپ مردها عادت دارند که هر گفتگوی را به سرعت به مشاجره تبدیل کنند . اما باید بدانید که اگر خانم ها را مجبور کنید که تمام مدت به دفاع از خود بپردازند زندگی آنچنان که باید و شاید برایشان دلپذیر نخواهد بود . او زمانی که خانم را با خود به بیرون می برد به جای اینکه او احساس کند به گردش و تفریح آمده بیشتر تصور می کند که در یک جلسه مناقشه است . به همین دلیل به لاک دفاعی فرو رفته و آسیب پذیر می شود .

چرا او جذاب نیست: قرار ملاقات باید یک تجربه دلپذیر باشد . اگر او مجبور باشد که تمام مدت با شما سر و کله بزند دیگر وقتی برای لذت بردن باقی نخواهد ماند . جر و بحث بیش از اندازه باعث ایجاد استرس می شود و شما هم به طور یقین هرگز نمیخواهید که همسرتان از شما خاطره های استرس زایی را در ذهنش ثبت کند .

اگر چنین فردی هستید چه بکنید: مهمترین کار این است که آرامش خود را در هر شرایطی حفظ کنید . شما به این دلیل جر و بحث راه می اندازید که در مورد موضوعی عصبی و نامطمئن هستید . بنابر این قبل از قرار ملاقات تمام چیزهایی که در ذهن دارید بر روی کاغذ بیاورید و سوالات مناسب را از بین آنها انتخاب کنید . با این کار نه تنها کار شما به جر و بحث کشیده نخواهد شد بلکه گفتگو آرام و دلنشینی نیز دارید .

 

7- عقل کل

این گونه افراد فقط در پی قضاوت رفتار سایرین هستند . او احتمالا نه سیگار می کشد و نه از مشروبات الکلی استفاده می کند . او از همان روز اول شروع می کند به گفتن چیزهایی از این قبیل “شما اصلا نباید لب به مشروب بزنید”، ” دسر باعث ایجاد چاقی می شود ” و …

چرا او جذاب نیست: هیچ کس دوست ندارد مورد قضاوت دیگران قرار بگیرد به ویژه در روز ملاقات . انسان ها این کار را آزار دهنده و بی ادبی قلمداد می کنند .

اگر چنین فردی هستید چه بکنید: شما می توانید نطق های خود را برای زمانی نگه دارید که رابطه اندکی صمیمی تر شد . اما تا قبل از زمان سیگار کشیدن ، مشروب خوردن و سفارش دسر او به شما ارتباطی پیدا نمی کند .

 

8- مردهای زن گریز

این تیپ مردها با تلخکامی تمام با خانم ها برخورد می کنند . آنها در روز ملاقات نمی توانند خود را نگه دارند و مرتبا از جنس مونث ایراد گرفته ، دشنام می دهند و از او انتقاد می کنند .

چرا او جذاب نیست: در این لیست این خصوصیت تنها رفتاری است که مطمئنا باعث بر هم خوردن ارتباط خواهد شد و اصلا هم جای تعجب وجود ندارد . آیا شما به شخصه خانمی را سراغ دارید که از بودن در یک چنین رابطه ای لذت ببرد؟

اگر چنین فردی هستید چه بکنید: شما نیاز دارید که مجددا نگاهی به طرز برخورد خود بیندازید . این رفتار نه تنها بی ادبانه و کثیف است بلکه تنها تیری است که باعث از بین رفتن علاقه می شود.  

سعی کنيد مرد شگفت آوری باشید.

 

برام میل زده بودن ٬ و گرنه من کجا عقلم به این چیزا میرسه ٬ من غلط زیادی بکنم جسارت کنم آقایون رو تقسیم بندی کنم . 

 

البته  بقول شمسی جونم  ٬ بلا نسبت شوما این ضعیفه ها غلط زیادی میکنن اینقده آستین سرخود شدن که پرهیز کنن . من عمرآ اگه اهل این سوسول بازی ها باشم هااااا . من معتقدم " مرد فقط کفشش پشت در جفت باشه ٬ کفایت میکنه " . از این قرتی بازی ها هم خوشم نمیاد که گیر بدم به تیپ های مختلف این تاج سرها .... اینو اینجا گذاشتم که بدونین و بخونین و چشم و چارتون رو باز کنید یه وقت گول شیطون رو نخورین دنبال این حرفها  راه بیفتین . همین که سایه شون بالا سرتونه باید یه نون بخورین صدتا نون بدید به فقیر که این مدل سایهه رو سرتونه

 

 

                                                                                                            

خانمه

+ نوشته شده در  87/03/26ساعت 14:19  توسط خانمـــه  | 

 

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز :  وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند.... 

گروه حوادث : همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه 2008 (23 اردیبهشت 87) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.
زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند . نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند اما یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند.
زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه «سی چوان»خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند . شاید این دیگر برای خودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند ، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خود قرار داده است .
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند . زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود .
ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند . چند ثانیه بعد ، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید ، زود بیایید ! یک بچه اینجا است . بچه زنده است .
وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد . نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود . او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است .
مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد : عزیزم، اگر زنده ماندی ، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت .
 

 

 

 

خانمه

+ نوشته شده در  87/03/25ساعت 12:56  توسط خانمـــه  | 

 

خداحافـــــــظ ، خداحافــــــظ عزیزم

من برات برگ خشک پاییزم

میدونم دلت برام تنگ نمیشه

اما این ترانه با توست همیشه

عاشقی ، حرف آخره

میدونی ،خیلی دوست دارم

تویی تو تمام باورم

اما رفتی من ازت ،

نمیگــــــــــــــــــــــــــذرم

میخونم دلـــــــــــــم گرفـــــــــته

اون که دوستـــــــــــــــــــش دارم رفــــــــــــته

 از  من گذشتی بی تفاوت  ، بی تفاوت

این سرنوشت بود که رقم خورد ، که بد رقم خورد

میخونم دلـــــــــــــم گرفـــــــــته

اون که دوستـــــــــــــــــــش دارم رفــــــــــــته

 

 

 پ . ن ۱ : این یه ترانه است که من هی دارم گوش میدم . خوشم اومد ازش اینجا نوشتم. راستی هر کی رفت جشن یه جای ماهم خوش بگذرونهههههههههه

خانمه

+ نوشته شده در  87/03/23ساعت 10:30  توسط خانمـــه  | 

 

تا همین چند وقت شدیدا تو خواب رفت و آمد داشتم با ارواح درگذشتگان فک و فامیل . حالا یه چند شبی است که دارم یا میرم ختم یا دلداری یه بنده خدایی که یکی از وابستگانش مرده . جالبه مثلا تو خواب برای ختم یکیشون نمیدونم چرا بطرز شرم آوری کل فامیل رفته بودیم آرایشگاه خودمون رو درست کرده بودیم که اینجوری واسه عروسی هاشون نمیریم . بعد از خواب میام با یه لبخند پت و پهن به مامان میگم : راستی از خواهرزاده ات چه خبر ؟؟!!   میگه : خوبه . چطور مگه ؟ میگم : آخه خواب دیدم مرده   

یا دیشب خواب دیدم شوهر همکارم مرده ( این خانم یه دو هفته ای است زایمان کرده ) دارم باهاش گپ میزنم و تسلیت و این حرفها میبینم اینقدر راحت قبول کرده واقعیت رو که تو خواب هم چشمام چهارتا شده بود . میگفت خیلی مهم نیست که شوهرم مرده آخه خیلی نقشی تو خونه نداشت بابام همه چیز رو اداره میکنه 

یا چند شب پیش تو خوابم تو یه خونه بودیم که یهو عین فیلمها آوار شد رو سر همه و من فرار کردم اومدم بیرون بعد رفتم مادر و خواهرم و فامیل های دیگه رو از زیر آوار دراوردم و اونها همه سالم بودن زیر اون همه خاک

خلاصه نمیدونم امشب دیگه قراره واسه چه کسی ختم بگیرم . یعنی چرا اینقدر خواب مرگ و میر میبینم !!! فکر کنم کائنات قاط زده . من هی به زندگی فکر میکنم ٬ کائنات شبها خواب در جهت مرگ به خوردم میده بلکه تعادل برقرار بشه

حالا که حرف از مرگ و میر شد خوبه اینها رو هم بگم . امکانات مدرنتیه برای عزاداری از دستگاه قرآن خون و سالنهای مخصوص و گریه کن و تهیه قبر و .... آخه شعارشون اینه :

                                                                                   اين راه رفتني است

 

 چند میگیری غمگینم کنی ؟  مربوط به سالن های آرایشی است که برای عزاداری وابستگان درجه یک (مثل دختر متوفی ) تا درجه N  رو آرایش مخصوص میکنن . سالنهایی که غیر رسمی با مهارت و دقت و مواد ضد آب مشتری رو راضی روانه مراسم میکنن . یه جا خوندم که خانمی که اینکار رو میکرد مبلغهای شگرفی هم دستمزد میگرفت . میگفت بعضی مراجعین کسانی هستن که ارث قابل توجهی نصیبشون میشه و من با دستکاری خطوط چهره و زدن سایه های مختلف و بسته به مراسم که سوم ( که غمگین تر و پریشون حالترن ) باشه یا هفتم (ظاهرآ طرف دیگه قبول کرده مرگ حقه اما هنوز تو فاز دپرسیون حالشو میبره ) عزادارشون میکنم اساسی .

 

اینجا هم از مرگ تشریفاتی گفته که سالن و پذیرایی و موزیک ها چه تغییراتی کرده . یه دوستی داشتم که شوهرش فوت کرده بود برای یکی از مراسمش ( فکر کنم چهلمش ) سر مزارش ترانه های هایده رو گذاشته بودن آخه اون آقا هنر ایشون رو دوست داشته ...

 

البته من خیلی سنتی هستم  تو این مسایل . ( شما بگذرین که تو اون خوابم رفته بودم یه آرایشگاه غیر متخصص اینجور رنگ و وارنگ آرایشم کرده بود ) . به آقاهه گفتم بعد از 120 سال بعد از مرگم اگه احیانآ زنده بودی و همون دو سه روزه دق نکردی  تا هفتم که هی باید بری زیر سرم ٬ تا چهل روز فقط دلم میخواهد اشک چشمت خشک بشه !!! تا یه سال هم هی باید آه بکشی و شبانه روز به یادم باشی و از حواس پرتی تو کوچه خیابون گم بشی و ...در ضمن ما بد میدونیم تو سال اول بری سلمونی و اصلاح کنی  و فقط دلم میخواهد لباس مشکیت رو دربیاری . یه پیرهن مشکی میخرم میذارم تو بقچه همونو عین یه سال میشوری و تو آفتاب پهن میکنی تا خشک بشه و بعد دوباره میپوشی ( آخــــــــــــــی ٬ فکر کن!!!! پارچه اش بور میشه چه خوشتیپ میشه ٬ چه حسرتی بخورم اون بالا من ) .

 اما آزادی هر وقت خواستی بری زن بگیری که یه وقت به گناه نیوفتی فقط با این هیبتی که داره باید دعا کنه که رژیم طالبان برگرده که بتونه تو خیابون تردد کنه . شما هم مراقب باشین دست از پا خطا نکنه ها .

وای عزیزم بغض نکن ٬ غصه نخوری هااااا .  به سال نکشیده میام با خودم میبرمت

 

پ . ن ۱ : خانمهای محترم چرا شوهرتون زن بگیره بعد از ارتحالتون عذاب میکشین آخه . ازدواج که این ور و اونور نداره . تازه اونجا احتمالا دنگ و فنگ اینور رو هم نداره . چون مادیات اصلا مطرح نیست . شما مرحومه ها مجددآ اونور ازدواج کنین آقایونتون اینور  

 

خانمه  

+ نوشته شده در  87/03/21ساعت 9:14  توسط خانمـــه  | 

مطالب قدیمی‌تر